چهل سالگی...

سلام...

از شما چه پنهان که مدت ها بود منتظر بودم ببینم در روز تولد 40 سالگی ام چه اتفاقی قراره بیافته!

حتما همه دوستان در مورد 40 ساله شدن مطالب جالبی به گوششون خورده. اصولا عدد 40 همیشه عدد مورد توجهی توی فرهنگ ما و به خصوص فرهنگ اسلامی بوده و حرف های زیادی در این خصوص نقل شده.

از چند ماه پیش هم بنده برای خودم روز شمار تعیین کردم که بالاخره در آستانه 40 سالگی آخرش آدم میشم یا نه! ..... خلاصه روز موعود فرا رسید. از اتفاق قندعسل و مادرش در روز موعود به تهران رفته بودن برای انجام مراسم قبل از ازدواج خواهر خانوم گرامی و من هم تنهای تنها(البته نه به تنهایی استاد تنهای عزیز!) منتظر اون اتفاق جالب در سالروز 40 سالگی ام بودم. ظهر شده بود و من کماکان منتظر یه اتفاق بودم. اذان ظهر که از تلویزیون پخش شد اگه ریا نباشه! برای گرفتن وضو مقابل دستشویی قرار گرفتم! اولش یه مقدار آب توی دهانم ریختم و دولا شدم که اونو از دهانم خارج کنم که بالاخره اون اتفاق عجیب 40 سالگی حادث شد!...

چشمتون روز بد نبینه، یه دفعه صدایی مانند صدای شکستن استخوان از کمرم بلند شد و دردی وحشتناک از انتهای ستون فقرات تا کف پای چپم رو فرا گرفت. خلاصه به زحمت و نالان و همون جور دولا دولا از دستشویی خارج شدم و در کف اتاق سرنگون شدم! از اون روز تا حالا هم دارم با این درد کمرشکن! دست و پنجه نرم می کنم.

توی این چند روزه همش دارم با خودم فکر می کنم که اگه آغاز آدم شدن این همه دردناک باشه خدا رحم کنه به پایانش!!!

خلاصه اگه قراره که اینجوری آدم آدم بشه، اصلا بهتره نشه و .......!!!

/ 9 نظر / 24 بازدید
ttaanhhaa

سلام بر استاد عزیزم شما به بی معرفتی من نگاه نکن و کاری کن مثل همیشه لطف و محبتت شامل حال من باشه. واقعا متاسفم .... حالا بهتری؟؟؟

فاطمه

سلام دایی خوبین سایتتون خیلی عالیه دمتون گرم معصوم چیکار میکنه خوبه؟؟؟ زندایی چی؟؟؟[لبخند]

شیخ نهایی

خیره ایشالا ، دعا کن کمر از کارکرد اصلی نیفته ! [قهقهه] شاد باشی

فردو نیوز

متاثر شدیم بلا دوره ان شاء الله موفق باشید

عباس

گر که شکست کمری به لطف صاحب نظری گر که زمین فتد دلم به لطف صاحب نظرم چهل ستون بدنم فدای صاحب نظرم

عباس

بند بند انگشتان من صدها ستون دربدن است غفلت زبند بند تن در بند شیطان شدن است

عباس

احسنت گفتی ونمودی تو تعجب/ ماندم که چه گفتم که تو گشتی متعجب خنده زبنا گوش سادات به چه معناست/ باید بشوم شاد یا اینهم معماست

عباس

حسی کو درآن نیست ردیف وقافیه /تو شعر ندانش بخوانیش کافیه

معنی قافی ندانم ای حکیم /لقمه ای درسفره نانم نیست کریم وضع اربابان بدانی چندو چون/قافی و قافیه گردد دوغ ونون