خوش حجابی!

سلام بر دوستان گرانقدر

این روزا خیلی حال و حوصله نوشتن ندارم. مخصوصا با آمدن ماه مبارک رمضان دیگه مغزم به طور کامل از مدار خارج شده! و از صبح اول وقت به تنها چیزی که می تونم فکر کنم اینه که چقدر تا افطار زمان مونده! یا امشب افطار چی بخوریم بهتره!. و اما... امروز صبح در راه رسیدن به محل بی کاری! از رادیوی تاکسی یه خبر پخش شد که باعث شد خاطراتی برام زنده بشه. خبر این بود که رییس دانشگاه آزاد طی یه بخشنامه نیروهای حراست رو از دادن تذکر به خانم های خوش حجاب!! بر حذر داشته. حالا بگذریم از اصل این خبر که تا چه حد کامل به بخشنامه پرداخته و یا این که مطابق معمول اخبار صدا و سیما فقط اون قسمتی که دوست دارن رو برجسته می کنند! .... این خبر من رو برد به فضای 22 سال پیش دانشگاه آزاد اراک. الان اگه کسانی که اون موقع دانشجوی این دانشگاه بودند این مطلب رو بخونند سریع دوزاریشون! می افته و می فهمند من از چی می خوام صحبت کنم. توی اون سالها دانشگاه آزاد اراک یکی از مهمترین و بزرگترین واحدهای این دانشگاه محسوب می شد. و البته به لحاظ سیاسی به طور انحصاری در اختیار طرفداران یه بزرگواری که بعدا در انتخابات پیروز نشد! قرار داشت. بگذریم.... رییس دانشگاه انسانی بسیار سخت گیر در زمینه مسایل منکراتی! بود و برای این منظور قوانین منحصر به فردی از جمله پوشش چادر مشکی اجباری برای خانم ها و عدم پوشیدن پیراهن آستین کوتاه برای آقایون و..... در دانشگاه پیاده می کرد. ابزارهای ایشون هم در این زمینه دو نفر بودن به نام های آقایان ر-گ و ه-ر!!!

آقای ر-گ همیشه توی حیاط دانشگاه مشغول قدم زدن بود و برای خودش قوانینی داشت که من چند نمونه رو ذکر می کنم:

1-     خانم ها همیشه باید در یک طرف حیاط دانشگاه رفت و آمد کنند و آقایون هم از طرف دیگه!

2-     ایستادن در حیاط دانشگاه ممنوع بود! ایشون معتقد بود که ایستادن ممکنه باعث تماس های چشمی طولانی بین دانشجویان دختر و پسر بشه و بقیه قضایا! به همین دلیل باید در زمان مابین کلاس ها فقط در حیاط دانشگاه حرکت کرد و ایستادن در یک نقطه به مدت بیشتر از یک دقیقه ممنوع بود!

3-     در زمان هایی که باد می وزید ایشون با صدای بلند وسط حیاط به خانم ها تذکر می داد که در معرض جریان باد قرار نگیرند!!!

4-     اگه از کلاسی صدای خنده دانشجویان بیرون میومد ایشون بدون توجه به حضور استاد در سر کلاس، در کلاس رو باز می کرد و به دانشجویان تذکر میداد که بلند نخندند!

و قص علی هذا.....

و اما جناب آقای ه-ر که اتفاقا مدرس هم بود همیشه عادت داشت کارت دانشجویی دانشجویان متخلف رو از اونا بگیره و به کمیته انضباطی تحویل بده. و همیشه هم جمع کثیری دانشجوی پسر و دختر التماس کنان دنبال ایشون حرکت می کردند که کارتشون رو قبل از تحویل به کمیته انضباطی پس بگیرند و البته ایشون هم هیچ وقت اعتنایی به التماس های دانشجویان بخت برگشته نداشت!

و خدا نکنه پای کسی به کمیته انضباطی باز می شد.......!

یکی از قوانین منحصر به فرد کمیته انضباطی این بود که اگه در خانه ای دو یا چند طبقه که در همه طبقاتش دانشجو زندگی می کرد، یکی از دانشجویان تخلفی منکراتی انجام می داد و این مسئله برای مسئولین دانشگاه محرز می شد، بقیه دانشجویان این ساختمان هم به دلیل این که این تخلف رو به دانشگاه گزارش نکرده بودند جریمه می شدند!

یکی دیگه از قوانین منحصر به فرد این دانشگاه این بود که دانشجویان رشته نمایش فقط مجاز به ارائه نمایش هایی بودند که فقط یا پسرانه باشد یا دخترانه! یعنی ارائه نمایش هایی با بازیگران و عوامل مختلط ممنوع بود!

بگذریم........

لازم به گفتن نیست که اون نوع برخوردها - که البته در کل جامعه هم کمابیش انجام می شد - نتیجه اش شد این چبزی که الان می بینیم. یعنی حجاب چادر اجباری اون موقع به جایی رسیده که بعضی دلواپس های محترم! الان التماس می کنند که خانم ها حد اقل روسری شون رو خیلی کله سرشون نندازند! و یا اگه ساپورت می پوشند حد اقل یه مانتوی کمی زیر زانو روی اون بپوشند! یا این که آقایون که از پوشیدن پیراهن حتی آستین سه ربع! منع می شدند حد اقل با پیراهن آستین حلقه ای توی خیابون نیایند!

به نظر شما واقعا چه باید کرد؟

آیا قراره ما همیشه از یه طرف پشت بام به زمین سقوط کنیم؟!

بهتر نیست در رفتار گذشته مون تامل کنیم و با رفتارهایی مناسب با پدیده هایی مانند حجاب و عفاف روبرو بشیم؟

/ 2 نظر / 20 بازدید
شیخ نهایی

درود بر بیداد عزیز درست میگویی ، هر افراطی تفریط به دنبال خود می آورد ، "الانسان حرص ما منع" ، قبلا در این باره نوشته بودم . شاد باشی

ttaanhhaa

سلام و درود بر بیداد الشعرای عزیزم استاد شما که مستحضرید اینها همه گزارش پر کن و رفتاری عملکرد گرا ست .....