قصه زلف تو...

سلام بر دوستان گرامی

این قطعه رو سال 1368 (تاریخ دقیقش رو تو دفترم یادداشت نکرده بودم) سرودم. عبارات به کار رفته تو این شعر الان که اون رو دوباره می خونم برام سنگین و نامانوسه! البته اون وقتا دیوان حافظ رو خیلی دوست داشتم و زیاد می خوندمش و احتمالا تحت تاثیر اون ، این قطعه رو از خودم در وکردم!. به هر حال هر چی که هست فقط برای من یه خاطره است و بس:

سر و جانم همه در هجر چو پروانه شده

خانه دل ز غمت کلبه ویرانه شده

رخ مهتابی تو بر سر بازار جفا

حال دلباخته را کودک دردانه شده

بی وفا گشتی و رفتی ز برم مست غرور

دل من در گرو عشق تو مستانه شده

گو پریشان شده دل گرد وجود تو ولی

دلم از خرمن گیسوی تو دیوانه شده

قصه زلف تو را خوانده ام از بر همه شب

شب و روزم همه در موی تو افسانه شده

دیده از زخمه هجرت شده رودی از خون

در خرابات مرا مسکن و کاشانه شده

دیده بگشای به ملک دل و جانانه نگر

دل بیداد سر کوی تو خمخانه شده

 

/ 7 نظر / 9 بازدید
مجید اشتری

سلام ممنون که سر زدی بازم سر بزن ممنون میشم موفق باشی

یاسمن

واقعا که هم در طنز استعداد دارید و هم در چنین اشعاری . شب و روزم همه در موی تو افسانه شده [گل]

طبقه دوم

سلام بر بیداد شعرا بسی خرسند شدیم و دیدیم که حضرت عالی در سنه های قدیم به سبک عراقی نیز ابیاتی دارید که البته معلول آن چه بوده و چه کسی باعث شده این جوان ما از لا به لای علوم تجربی و بیل و کلنگ و انواع آفات و ... چنین شاعری از آب در بیاد خداوند عالم ست و بس [نیشخند] وقت کردی یک سر بیا بالا خوشحال میشم ببینمت دیگه الان مو دماغ هم که نداری!!!!!!![چشمک]

خواهر جون

سلام به دادش خوبم شعرت هم مثل خودت بیداد می کنه.ولی خدمت بعضی ها که شبو روزشون همه در موی تو افسانه شده باید بگم که داداشی من کچله مو نداره[نیشخند]

طبقه دوم

کی گفته بیداد جونم کچلهههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟ پس هنوز کچل ندیدی [نیشخند]

محمود

این شعر حافظ رو نخونده بودم تا حالا!! [چشمک] در تایید حرفهای قبلی ام که شعر یعنی وزن و قافیه و در مرحله ی بعد معنی، این شعر خوبی بود