ناز مکن...

سلام بر دوستان عزیز و گرانقدر

نمی دونم چرا چند روزیه که دنیای مجازی یه مقداری سوت و کور شده! البته شاید هم فقط دنیای من این جوری شده!!! بگذریم.... فقط دعا می کنم که اگه برای دوستان گرفتاری پیش اومده که کمتر وبگردی می کنن، گرفتاریشون خیر باشه یا ختم به خیر بشه (به خصوص در مورد محمود خان عزیز). شب گذشته این کلبه کوچک تنهایی من با صفا و نورانی شد به قدوم مبارک پدر و مادرعزیز ، خواهرجون ها، آیزنه و خواهرزاده های دوست داشتنی و عمه خانوم مهربان و ایضا قند و عسل. اما امروز اونا رفتن و قند و عسل رو هم همراهشون بردن به مشهد برای مراسم ازدواج دختر جناب درویش عزیز. خوش به سعادتشون مخصوصا قند و عسل که تو یه ماه دوبار میره مشهد. حالا دوباره من موندم و خودم و ناراحتافسوسگریه!!! و البته خدایی که همیشه و همه جا هست و خواهد بود. و اما در پایان یه قطعه رو تقدیم می کنم به دوستان عزیزم که سال 1376 از خودم در وکردم! امیدوارم مقبول طبع لطیف شما واقع بشه:

ناز مکن ای همه جانان من

روضه رضوان منی جان من

گوهر رخساره تو مرحبا

درّ یمن لاله رخ و مه شکن

مشعل گیسوی تو دل را بسوخت

نرگس تو قصه هر انجمن

کبک خجل شد ز خرامیدنت

دل ز تو آموخت همی سوختن

ساقی مجلس ز تو آغاز کرد

جام پیاپی به قدح ریختن

موج خروشنده به یاد آورد

باد بر آن زلف شکن در شکن

ناز مکن بیش که دارم بسی

ترکه بیداد تو بر جان و تن

  

/ 7 نظر / 10 بازدید
ترانه

سلام بر دوست قدیمی بیداد کرمانشاهی امیدوارم هر چه زودتر تنهایی تمام شود و دوباره قند عسل پیش پدر مهربان برگردد و همیشه زیر سایه شما باشد . در مورد سوت کور شدن دنیای مجازی شاید مشکلاتی باشد که این چند روز برای وبلاگهای فارسی پیش آماده از جمله قطع شدن چند روزه بلاگفا و چند وب مستر دیگر . آرزو می کنم این مشکلات هر چه زوتر حل شد [گل]

ttaanhhaa

سلام بر استاد عزیزم بیداد الشعرا اومدم بگم مگه داداشت مرده که تنهایی تو کار باشه [بغل] ببین اخوی پاتو تو کفش من نکن و بذار تنهایی پیش من بمونه [عصبانی] فعلا که سالیان سال با هم خوشیم و هیچکس هم فکرشو نمیکنه که خونه ی من اومده باشه ولی در گوش تو میگم که اینجاست و ازش خواستم حالا که بهش عادت کردم پیشم بمونه [چشمک] خب پس من نبودم سرت شلوغ بوده!!! ایشاالله همیشه شاد باشی. در ضمن استاد اینجا جای مطرح کردن مشکوکاته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بی گناهی گناه است

سلام بر جناب بیداد الشعرای یار غار بنده در پاسخ به شکواییه جنابعالی عارضم به خدمت که شما که والله بنده مدتی است که دچار مشکلاتی گردیده ام که برخی از دوستان کماکان می دانند و نمی دانند و البته نمی خواهم که بدانند چون باعث نگرانی می شود ... از طرفی حجم کار واقعا فشار آور است و اذیت کننده ضمن اینکه مسئولیت هایی هم به من محول شده ... از طرفی هم چون تازه کار هستم باید تمام تلاش خودم را بکنم و گزک دست کسی ندم ... به هر حال باز هم اینکه مثل سابق نمی تونم جواب کامنت ها را بدم از شما و باقی دوستان عذر خواهی می کنم اما قول می دم تا زمانی که ایران هستم بیام و هر طوری که شده کامنت بذارم ... گرفتاری من اونقدر زیاده که با اینکه کلی ماجرا برای نوشتن دارم و هزارتا سوژه و شعر در ذهنم سیلان داره ولی واقعا وقت آپ کردن ندارم ... شدیدا احساس اضطرار می کنم ... [نگران]

ترانه

سلام بر داداش عزیز خوب دیگه بلاگفا درست البته امیدوارم . منتظر حضورتون سبزتان هستم [گل]

یاسمن

ای بابا چرا دنیاتون سوت و کوره . سوت و کوری وبلاگی ها که به دلیل قاطی کردن بلاگفا بوده . حالا چرا الان که تنهایی ناراحتی ؟ آقایون که معمولا خیلی هم خوشحال می شن .[چشمک]