ارتفاع پست...

صاحبدلان خدا را دل می رود زدستم

گویا که قفل آن را من مطمئن نبستم

گشتم ملول و خسته از رنج و درد دنیا

در چشم من فرو شد انگشت پای شَستم

از نیستی شدم من هستی به چشم هستی

دردا نشد که باشم این نیست آن که هستم

اول قرار این بود جز عبد او نباشم

افسوس و درد اینک مجنون خود پرستم

هیچم اثر نمانده از عقل و هوشیاری

هم گیج و گنگ و منگم هم مست مست مستم

نشکفته بر وجودم گل های زندگانی

در عنفوان غنچه پرپر شدم شکستم

می خواستم پریدن در اوج آدمیت

اما دریغ اینک در ارتفاع پستم

خوش آن دمی که بیداد از نای دل بخواند

از قیل و قال نفس و از دام خویش رَستم

/ 4 نظر / 8 بازدید
ttaanhhaa

ایول .... ارتفاع پست رو خوب اومدی!!!!!!! [گل]

ttaanhhaa

سلااااااااااااااااام سید عيدتون مبارك [گل][گل]

امید

لطفا خفه شید عوضی

آرمان همدانی تویسرکانی

قلمتان روان وروانتان شادمان انديشه هايتان بلند وبلندي هايتان سبز نگاهتان اسماني واسمانتان آبي سلام و درود خوشحال ميشم وب سايت ما قدمگاه زيب انديشاني چون شما باشد