بفرمایید ناهار!

سلام بر دوستان گرانقدر

عرض شود خدمت شما بزرگواران که هفته گذشته سه چهار روزی رفتیم ولایت. یعنی اصلش اینکه اول ولایتیان! اومدن اینجا و بعدش ما رو همراه خودشون بردن اونجا!. از دیدار با بزرگان و فوامیل و دوستان و آشنایان که بگذریم جای شما خالی مادر گرانقدر هم طبق معمول وقتایی که میریم ولایت ، یه لیست از غذاهای ایرانی و فرنگی! آماده کرده بود و هر روز دو سه تا غذا پیشنهاد می داد که این غذاها در نهایت تصویب و به مرحله پخت رسید!!!: خورشت آلوچه پیتزا ماما! – آبگوشت دوغ – رولت ژامبون مرغسیب پلو ماکارونی  و خورشت فسنجون. که البته همراه بود با دسرهای مختلف از سالاد مخصوص کلم و ژله چند رنگ گرفته تا شله زرد. هر شب هم بعد سیر و سیاحتی مختصر در دنیای امواج! راس ساعت 12 می خوابیدم و صبح کله سحر ساعت 10!!! از خواب ناز بیدار می شدم. یه روز هم دست عهد و عیال رو گرفتیم و رفتیم شهر بازی! که خیلی حال داد! مخصوصا سوار شدن بر قایق پدالی و گردش توی دریاچه. فقط یه چیز توی شهربازی خیلی من رو اذیت کرد اونم این بود که هر جایی می رفتیم همه من رو حاج آقا خطاب می کردن! حاج آقا سلام – حاج آقا بفرمایید- حاج آقا قابلی نداره! . خلاصه اونجا بود که من درک کردم ای داد و بیداد! پیر شدیم رفت پی کارش! وقتی هم که روی کشتی اژدر شهربازی مشغول تاب تاب عباسی! بودم با خودم فکر کردم که الان مردمی که پایین وایسادن توی دلشون میگن این حاج آقاهه رو نگاه کن، با این سنش خجالت نمی کشه تازه به فکر تاب بازی اونم از نوع خفنش افتاده!. یه چیز دیگه هم خیلی من رو دلتنگ کرد. یه روز که حوالی خیابان دبیراعظم داشتم برای دیدن دوست قدیمی – شهرام خان- می رفتم چشمم افتاد به یه جوون با موهای فرفری بلند و زیر ابروی برداشته و ماتیک یا همون رژلب زده صورتی رنگ!!! خیلی دور نبود که یه زمونی جوونای شهر ما معروف بودن به پهلوانی و غیرت ولی حالا این جوون دوست داشت به چه چیزی معروف بشه! بهتره من چیزی نگم. حقیقتش این جور تیپ و قیافه ها اصلا توی کَت من نمیره حالا یا من خیلی عقب مونده ام! یا این جوونای عزیز خیلی پیشرفته شدن!!!بگذریم......

خلاصه روی هم رفته سفر خوبی بود برای تجدید قوا جهت بازگشت مجدد به صحنه کار و تلاش و خدمت بسیار بسیار بسیار صادقانه! و بدون چشم داشت مادی!!! و رتق و فتق امور مسلمین! و کوبیدن مشت هایی  محکم تر به دهان استکبار جهانی!  

/ 4 نظر / 29 بازدید
free iran

دهنمون آب افتاد از اون غذاها با خودتون نیوردید؟ درمورد اون آقا پسریم که فرمودید خیالتون راحت تا یه هفته دیگه همشونو جمع میکنن تمام مشکلات ما و شما هم حل میشه

ttaanhhaa

سلام بر بیداد الحاج آقا عرض شود که دست مامان خانم درد نکنه ولی نمیگه معده ی شما تعجب میکنه و در ضمنبد عادت میشه و .....[نیشخند] دوم اینکه حالا من و شما موهامون فری نیست که نباید به جوونهای بیچاره ایراد بگیریم .... الباقی قصه رو هم که توصیف کردی بذار پای حساب برنامه بفرمایید شام [چشمک] خب خدا رو شکر که بهتون خوش گذشته ولی سوالی که برام پیش اومده اینه که بالاخره بفرماییم شام یا ناهار !!!!؟؟؟ شما درست میگید یا اونها ؟؟؟؟

یاسمن

حتما کلی ریش دارید و سر و لباستون هم مناسب سن و سالتون نیست که بهتون می گن حاج آقا . بعدم می کن خانمها ناراحت سن و سال و پیری هستند شما که بدتری [چشمک] ها می دانم که می تانی ای بیداد کرمانشانی . خودت با لهجه بخوان روله . به هر حال خوشحالم ولایت خوش گذشته و در باره آن هم شهری هم متاسفانه خیلی چیزها تغییر کرده و قابل قبول نیست اما خب چه می شود کرد . بعد من متوجه نشدم که کارهای این آقاهه به بفرمایید شام ربط داره یا اون غذاهای خوشمزه مامان جان شما ؟!

ترانه

سلام میلاد مولود کعبه و روز پدر و مرد مبارک این روز به شما تبریک می گم خیلی وقته بهتون سر نزدم ابجی بی معرفت ببخشید [گل][گل]