عیدانه...

سلام بر دوستان گرانقدر

از صبح تا حالا توی این فکر بودم که امروز با چه مطلبی آپدیت کنم. موضوع زیاد بود و داشتم با خودم کلنجار می رفتم که با کدومشون- که به درد بخور باشه- خدمت شما دوستان بزرگوار برسم. بالاخره برای این پست بهترین و مناسب ترین موضوع رو انتخاب کردم. شعری از مرحوم استاد شهریار در وصف امیر مومنان علی(ع). به ظن خودم هر چی می نوشتم توی این روزها بهتر و کامل تر از این شعر زیبا و به یاد ماندنی استاد شهریار نمی شد. ما که نه در توان داریم!!! و نه دستمون به شما می رسه که بهتون عیدی بدیم. تازه در صورت محقق شدن دو شرط اول! معضل بزرگتر اینه که جهت تهیه اسکناس نو گشتیم نبود نگرد نیست!!! به هر حال این شعر زیبا به عنوان عیدی! پیشکش شما بزرگواران.

 

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوافکندی همه سایه‌ی هما را

دلاگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم به خدا قسم خدارا

به خدا که در دو عالم اثراز فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقارا

مگر ای سحاب رحمت توبباری ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوارا

برو ای گدای مسکین درخانه‌ی علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسرکه قاتل من

چو اسیر تست اکنون به اسیر کنمدارا

بجز از علی که آردپسری ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد زمیان پاکبازان

چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشرتوانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت

که ز کوی اوغباری به من آر توتیا را

بهامید آن که شاید برسد به خاک پایت

چه پیامها سپردم همه سوز دل صبارا

چو تویی قضای گردان بهدعای مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضارا

چه زنم چونای هردم ز نوایشوق او دم

که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوارا

همه شب در این امیدم کهنسیم صبحگاهی

به پیام آشنائی بنوازد و آشنارا»

ز نوای مرغ یا حق بشنوکه در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

/ 0 نظر / 38 بازدید