جام جهانی...

دیریست که سرگرمی هر پیر و جوانی

ای جام جهانی

جذابترین قصه این دور و زمانی

ای جام جهانی

جمعی ز تو شادان و بهاری شده با وجد

غالب شده با مجد

جمعی دگر از غصه مغلوب، خزانی

ای جام جهانی

آن یار که گل کرده شود اختر رخشان

مغرور و درخشان

وان یار که گل خورده شود قاتل و جانی!

ای جام جهانی

گویند بهاری نشود حال و هوا با گل تنها

در خیل چمن ها

هر گل به چمنزار تو یک سرو چمانی

ای جام جهانی

هم وزن تو نیست در جهان ورزش دیگر

صد مرد دلاور

با پول کلان بر دگران سرور و خانی

ای جام جهانی

جمعی به مسی دلخوش و یک دسته به نیمار

پر آتش و تبدار

ما در حسرت یک گلزن و یک دایی ثانی!

ای جام جهانی

عالم شده غافل به هیاهوی تو افسوس!

از کلکته تا روس

بیداد کند فقر به همراه گرانی

ای جام جهانی

/ 3 نظر / 21 بازدید
ttaanhhaa

استاد وزن و آهنگ شعرتون به ملودی های برنامه رادیویی صبح جمعه با شما شباهت داره [چشمک]

مش عباس

دانی زچه رومهرو فتوت رفته از یاد/مردم همه زنبورو به یک گل همه دلشاد