دفتر ناخوشیا...

سلام...

چند وقت بودم داشتم با خودم فکر می کردم که آخه تو چه بیداد کرمانشاهی هستی که حتی یه بیت شعر به لهجه کرمانشاهی نداری؟!

الان اعتراف می کنم که این کار بسیار سخته. از همه بزرگان شعر کرمانشاه برای این قطعه بسیار ضعیف پوزش می طلبم. فقط خواستم امتحان کنم ولی باز هم اعتراف می کنم که مردود شدم!

ای روزا رخت خوشی از دل مَه کندَه شدَه

یه چِشِم اشک و یه چشم دیَه رِم خنده شده

چه بِشِت بگم فلک باز داری داغِم مُکُنی

چه گناهی سر زدَه آتش ای بنده شده

آرزو مانده دِلِم یه روزی شانسم بوَرَه

بختم از روز ازل همیشه بازنده شده

اولا دلم مُخواست یه دکتری چیزی بشم

سر و کارم ای روزا با ترمز و دنده شده!

اِنقَدَه پا رو دلم گذاشتم و سوزاندمش

پاهام از روی دلم همیشه شرمنده شده

کُرَه از بس کی که راس گره زدیم ناف دروغ

ای زبان از پی نان حرفه ای بافنده شده

آخدا مخلصتم یه کم مَنَه یاری بکن

دفتر ناخوشیا قطر یه پرونده شده

/ 4 نظر / 27 بازدید
شیخ نهایی

جالب بود ، اگر چه نتوانستیم با لهجه بخوانیم ! در ضمن لینک شما در شیخ چپاندیم ، شما هم خواستی مقابله به مثل کن . شاد باشی

عباس

اقده دلم گرفته که مخام شین به کنم/ سرقبر دلبرم چشامه پر خین به کنم/ اقده پارو دلم گذاشتم و سوزاندمش/ ترسم اینه روز محشرخومو نفرین به کنم/

ttaanhhaa

نتانستیم قشنگ بخانمشان ولی خب از یباییش کم نشد [چشمک]

ی کرمانشاهی

ای بابا چطور نخواندید حالا اگه کوردی بود ی چیزی؛خدایی قشنگ بود من عاشق شعرای کرمانشاهی ام؛ی شو اگر بچیدن بال هر گه رم له شوند کشه و کووه بیابان یک یک برم له شوند یا گر رسم وپیدو یا من مرم له شوند؛خیلی حفظ نبودم از آقای موزونی عزیز بود