امان از درد!

سلام بر شما

حقیقتش امشب می خواستم آخرین طراوشات مغز مبارکم! رو در طبق اخلاص! گذاشته و ملت رو به فیض کامل! برسونم. امروز بعد از ظهر دست دختر قند عسلم رو گرفتم که بریم بیرون، کش لقمه ای تناول کرده و دلی از عزا در بیاریم. اما چشمتون روز بد نبینه. وقتی می خواستم از تاکسی پیاده شم در اثر بی احتیاطی دستم لای در ماشین موند و فریادم در آسمون هفتم به طور محسوسی شنیده شد! خلاصه الان که در خدمتتون هستم سه تا از انگشتای دست چپم مثل پست قبلیم پرکلاغی شده! و با یک دست مشغول تایپیدن هستم.البته به قول یکی از همکاران وبلاگی! اینو نگفتم که حس نوعدوستی! رو در وجود شما فعال کرده و از شما طلب ابراز نگرانی! کنم. فقط گفتم که شاید حداقل با گفتنش یه کم از دردش کم بشه! همین الان به فکرم رسید اون شاعر گرانقدر که گفت: "مرد را دردی اگر باشد خوش است" دستش لای در ماشین مونده بود؟!!!

/ 8 نظر / 8 بازدید
طبقه دوم

سلام عزیزم. آخه چرا مواظب خودت نیستی من رو بگو میگم مواظب قند عسل باش نگو یکی باید مواظب خودت باشه. حتما برای دیدنت میام پایین و عیادت میکنم. چی دوست داری برات بیارم کمپوت آناناس خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟ الهی!!!!!! اخه صد دفعه بهت نگفتم هول نزن مال خودته!![چشمک]

به رسم خنده

آبی یا قرمز؟ مرد شور هر دوتاشونو ببرند . . . . . هم استقلال تهران هم استقلال اهواز

به رسم خنده

زودتر خوب شو [لبخند][قلب][قلب][لبخند] [گل][خداحافظ]

...

نظر خصوصی دارید!

یاسمن

تا شما باشید که قصد خوردن کش لقمه اجنبی ها را نداشته باشید مگه دیزی خودمان چه اشکالی دارد . این هم می شود آخر و عاقبتش . در ضمن مرسی از جوابهای طنز تان [گل]

به رسم خنده

هنوز منتظر جواب شما هستم نظر خصوصی را خواندید

دختر قند عسل

پدری دلم برات تنگیده-چون که دو هفته اومدم کرمانشاه[نگران][ماچ][گل] [گریه][بغل]