گربه ملوس!

سلام بر شما

این روزا بعضی ها پاشونو از گلیمشون بد جوری درازتر کردن. از جمله یکی از شیخکان! یکی از همسایه های محترم. کاری به دولت ندارم که بنا به مصلحت مجبوره یه وقتایی سکوت کنه. حالا درسته یا غلط نمی دونم. این یه جواب از طرف ملت ایرانه از زبان این حقیر:

آن بشنیدید شیخ گفت شبی مهملی

کز عجبش ریسه رفت هرچه نی نی دُخملی!

گفت که تمبان ما ملک پدرجدّ اوست

خاک ابوموسیان داخل سرحد اوست

در عجبم صد عجب زین سخنان گزاف

کو نشود یافت هم در قلل کوه قاف

عبرت اینان نشد خواری صدامیان؟!

باز طلب می کنند ملکت تاج کیان

گنده تر از سنشان لاف سخن می زنند

نقش طمع بر دل مام وطن می زنند

گربه ملوسی نبود در نظر خاکیان

بلکه ازل تر ز آن در طبق ماکیان!

گربه چه با نرّه شیر زور نمایی کند

مورچه چون پنجه در پنجه ساعی کند (همان هادی ساعی خودمان!)

صحبتکی گویمت ایّتها الشّیخَخَک

شیر جهان دیده را می نتوانی کلک

من هُوَ او یأکُلون خربزةٌ با عسل

لرزَزَةٌ هیکَلُه رقص کند با جمل

 

/ 2 نظر / 7 بازدید
طبقه دوم

سلام. میبینم که طبع شعر حضرتعالی گل کرده و فربی هم میسرایی!!! خوشا به حال حافظ و سعدی که زنده نیستند به چند علت یکی آنکه توانایی تقابل با شما را نداشتند و اگر داشتند تحمل سروده های شما را در خود نمیدیدند پس همان به که نیستند و شما در کمال اختیار به کار خود برسید. ............................................................ این عرب که ازش گفتی همانا باید درون گونی کرد و به مهمانی قلعه برد

درسا تیتان

چه تیکه هایی که نپروندی اینجا...!