آسید میلان!...

سلام...

اول بگم که من یه پرسپولیسی هستم!

و اما... بالاخره بازی پر سر و صدای تیم پیشکسوتان (شکم گنده ها!) پرسپولیس با ستاره های اسبق آسید میلان!(به یارو گفتن به چه تیمی علاقه داری؟ گفت قربون جدش برم فقط آسید میلان!) برگزار شد. البته از حق نگذریم چند تا از قدیمی های پرسپولیس اگه الان هم توی تیم فیکس بازی کنند از خیلی جدیدی ها بهترند!. اما از همه جالب تر همه منتظر بودن که ببینند آقای رضا مالدینی عزیز! جلوی اصل جنس ایتالیایی چطور بازی می کنه ولی متاسفانه با اولین توپی که ایشون دشت کرد چنان مصدوم شد که یه راست بردنش بیمارستان!... و اما دیگر هیچ و باختیم!!!

-------------------------------

..... همش که آدم نباید از خودش مطلب در کنه! مطلب زیر خوندنش خالی از لطف نیست:

در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکیاز سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود.

در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابرین کشیش تصمیم گرفت کمیبرای مستمعین صحبت کند.
پشت میکروفن قرار گرفته و گفت: ۳۰ سال قبل وارد این شهر شدم.
انگار همین دیروز بود.
راستش را بخواهید، اولین کسی
که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت انداخت.
به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی
، زنا با محارم و هر گناه دیگری که تصور کنید اعتراف کرد.
آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است ولی
با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهل محل دریافتم که در اشتباه بودهام و این شهر مردمی نیک دارد.

در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفن قرار گیرد.
در ابتدا از اینکه تاخیر داشت عذر خواهی‌کرد و سپس گفت که به یاد دارد که زمانیکه پدر پابلو وارد شهر شد، من اولین کسی‌بودم که برای اعتراف مراجعه کردم!!!

/ 0 نظر / 9 بازدید