باز هم نوروز...

سلام بر دوستان گرامی

سال 90 هم رفت! حکما در آغاز فصل بهار و نوروز سال 1391 همه می خواهند شعری در وصف این بهار و نوروز خجسته بسرایند و توی شعر را هم پر کنند از گل و بلبل و سبزه و نرگس و نسترن و این جور چیزا! البته حقیر هم سالها پیش یه شعری در وصف بهار از خودمون در کرده بودیم که فکر کنم چند بیتش رو یه وقتی توی یه پست برای اظهار فضل!!! خدمت وبگذران گرامی درج کرده بودیم. البته لازم به توضیح نیست که وقتی میشه در وصف موضوعی شعر گفت که حداقل به چشم تن یا به چشم دل اون قضیه رو درک کرد و الا شعر آدم میشه مثل این داستان های علمی تخیلی! که قاعدتا برای شنونده هم قابل درک نیست. خداوکیلی ما تا این لحظه که در خدمت شما عزیزان هستیم نه به چشم تن بهار رو دیدیم و نه اومدنش رو از طریق چشم دل درک کردیم. البته اگه نخوام خیلی بی انصافی کنم باید عرض کنم که فقط یه جور از اومدن نوروز مطلع شدیم اونم از طریق جیب خالی و قیمت های سر به بالا!!! که اگه بخوام از این دیدگاه نوروز و بهار رو توصیف کنم حکما شعر ما میشه مایه سردرد و دوستان میگن باز هم این جناب بیداد داره سوخته می کنه(به فتح کاف!). حالا ممکنه جناب وزیر تجارت و بقیه چیزا! بگه خیلی نامردی و بی انصافی اگه برای تنظیم قیمت های شب عید کمتر از نمره بیست به من بدی!!!

 بگذریم...

با اجازه دوستان گرامی ما چند روزی رفته بودیم ولایت و دیدی و بازدیدی و الخ!!!

به هر حال با عرض پوزش از تاخیر، سال نو رو به همه وبگردان گرانقدر تبریک میگم و آرزوی سالی همراه با سلامتی و بهروزی برای همه دوستان محترم دارم. به قول جناب فامیل دور!:

هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز

/ 2 نظر / 9 بازدید
ttaanhhaa

[گل]

یاسمن

گرونی که قبل عید بود و بعد از عید هم ادامه داره و روز به روز بدتر می شه اما خب کرمانشان خوش گذشته روله ؟