جناب حافظ و شعر انتخاباتی!

سلام...

این چند روزه خیلی داشتم به مغز مبارکم! فشار میاوردم که در این بازار گرم افاضات انتخاباتی ما هم چند جمله ای و یا چند بیتی در این خصوص از خودمان در کنیم! اما از شما چه پنهان که یا مطلبی به ذهن نرسید و یا اگر هم رسید بهتر دیدم مانند سنوات ماضی و به مصداق ضرب المثل معروفه!: سری که درد نمی کنه دستمال نمی بندند، مشمول خودسانسوری شده و به سلامت از چشمان تیزبین ملک الفیلتر! رد شویم. و اما... شب گذشته که مشتاقانه به تماشای برنامه زیبای رادیو هفت و اجرای دل انگیز جناب آقای کاکاوند نشسته بودم ایشان در تفالشان به دیوان جناب لسان الغیب شعری را خواندند که از قضا مفهومش خیلی به حال و هوای این روزها نزدیک بود. به هر حال فکر کنم اکثر مردمی که دیشب قبل از تفال به دیوان حافظ نیت انتخاباتی کرده بودند و ایضا بعضی از کاندیداهای محترم! جواب جالبی از آن بزرگوار دریافت کردند:

طایر دولت اگر باز گذاری بکند

 

یار بازآید و با وصل قراری بکند

دیده را دستگه در و گهر گر چه نماند

 

بخورد خونی و تدبیر نثاری بکند

دوش گفتم بکند لعل لبش چاره من

 

هاتف غیب ندا داد که آری بکند

کس نیارد بر او دم زند از قصه ما

 

مگرش باد صبا گوش گذاری بکند

داده‌ام باز نظر را به تذروی پرواز

 

بازخواند مگرش نقش و شکاری بکند

شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی

 

دستی از غیب برون آید و کاری بکند

کو کریمی که ز بزم طربش غمزده‌ای

 

جرعه‌ای درکشد و دفع خماری بکند

یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب!

 

بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند

حافظا گر نروی از در او هم روزی

 

گذری بر سرت از گوشه کناری بکند

/ 2 نظر / 25 بازدید
ttaanhhaa

سلام علیکم آقا سید شما هم آره!!!؟؟؟

یاسمن

من هم رادیو هفت رو می بینم . به هر حال گاهی باید خود سانسوری کرد متاسفانه !