بیداد کرمانشاهی
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: سیدشهریار میبدی - شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

سلام بر دوستان گرانقدر

عین و لام و واو و یا بر صفحه ای همچون قطار

نام مردی می شود کز دست او داد و هوار

شیمی آلی تو گر بر صخره خارا نهی

صخره را جاری کند چون چشمه ساران در بهار!

یادش به خیر. این دو بیت رو سال چهارم دبیرستان در وصف آقای علوی، معلم شیمی گفتم. حقیقتش رو بخواهید من اون موقع از دو تا درس اصلا دل خوشی نداشتم. یکی همین شیمی بود و یکی دیگه هم فیزیک!.اصلا یکی نبود به من بگه با این همه هوش و نبوغ در این جور درس ها چرا رشته تجربی رو برای ادامه تحصیلت انتخاب کردی. البته یکی از دلائل این مسئله وجود یه نوع سندروم خود کم پزشک بینی!!! در خانواده ما و شاید در خیلی خانواده ها بود که همه دوست داشتن دسته گلشون! دکتر بشه و پول پارو کنه!. ولی به هر حال ما دکتر که چه عرض کنم نیمکتُر!!! هم نشدیم. بگذریم... از موضوع اصلی فاصله نگیرم. گفتم که از بعضی درس ها فراری بودم که یکیش هم شیمی بود. آقای علوی معلم سال چهارم آدم مهربون و خوش اخلاقی بود. ولی غیبتش نباشه! اصلا خوب درس نمی داد. یعنی بعضی وقت ها آخرش ما نمی فهمیدیم دو اتم هیدروژن و یه اتم اکسیژن فرمول آب میشه یا فرمول دوغ!!!. سال قبلش یعنی سال سوم هم یه معلم شیمی دیگه داشتیم به اسم آقای آجیلیان. آدمی بسیار جدی و کار بلد. ولی باز هم غیبتش نباشه! بسیار تند اخلاق بود و حتی یه تبسم خشک و خالی هم در طول یک سال تحصیلی روی لبش ندیدیم!!. به هر حال حاصل تلاش و زحمت این عزیزان در راه اعتلای علمی کشور، به وجود آمدن افرادی چون حقیر شد که حتی بردن اسم امثال ماها تن بزرگانی چون ابن سینا و زکریای رازی رو توی قبر به شدت 9 ریشتر می لرزونه! خلاصه سرتون رو درد نیارم امروز که در دفتر خاطرات چشمم به این دو بیت افتاد به این فکر افتادم که واقعا وقتی به زعم خودمون بخواهیم یه ارزش رو به جامعه آموزش بدیم به چه ابزاری نیاز داریم. آیا استفاده از روش های غیر صحیح و غیر منطقی و غیر علمی و همچنین به کار بردن ابزار نامناسب و نیروی انسانی کار نابلد! نتیجه ای به غیر از گریزان تر شدن هر چه بیشتر افراد هدف از اون ارزش مورد نظر میشه؟ ... در پایان این بیت هم از ذهنم گذشت که :

درس معلم ار بود زمزمه محبتی

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

(از اساتید بزرگوار آقایان علوی و آجیلیان که نام اونا توی این پست برده شد عذرخواهی می کنم. حقیر قصد اهانت به هیچ فردی را نداشته و نخواهم داشت و در هر صورت حق استادی این بزرگواران الی الحد بر گردن بنده خواهد بود) 

سیدشهریار میبدی
گاهی وقت ها دلم برای خودم تنگ می شود.من نشانی های خود را می دهم- یک نفر شاید مرا پیدا کند!!!
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


خطاطي نستعليق آنلاين
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت