بیداد کرمانشاهی
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: سیدشهریار میبدی - جمعه ٢۸ خرداد ۱۳۸٩

سلام بر دوستان عزیز

این دو قطعه رو از دفتر خاطرات براتون می نویسم. هر دوشون رو سال 1371 از خودم دروَکردم! درست سال اول دانشگاه و ترم اول. البته اینو براتون بگم که از اون دانشگاه کذایی فقط خاطرات تلخ و شیرینش برای من موند و بس.

طعنه مزن کاین دل من عاشق و دیوانه شده

عیب مجو زاهد دل ساقی میخانه شده

گر سر آن زلف سیه در گذری دیده بُدی

کو زسر عشق و طلب ناز و طرب شانه شده

یا تو اگر فهم کنی بهر دل آزاری ما

چشم فریبنده او نرگس مستانه شده

درک نمایی که چرا شهره بیداد زمان

راهی میخانه شده همدم پیمانه شده

------------------------------------------

دوشینه مرا عشق وصالت به سر افتاد

در جان من از عشق تو شوری دگر افتاد

در حلقه زلفت که چو یم موج زنان بود

چون غرق شدم قصه عشقم سمر افتاد

چون بهر لبت آمدم از وسوسه دل

طوطی تنم جای لبت بر شکر افتاد

در نرگس چشمت که مرا مستی ازآن بود

برقی ز سر عشق و طلب در نظر افتاد

------------------------------------------

یم: دریا     سمر: افسانه

سیدشهریار میبدی
گاهی وقت ها دلم برای خودم تنگ می شود.من نشانی های خود را می دهم- یک نفر شاید مرا پیدا کند!!!
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


خطاطي نستعليق آنلاين
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت