بیداد کرمانشاهی
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: سیدشهریار میبدی - یکشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٩

سلام بر دوستان

این قطعه رو در تاریخ 25/2/1375 در پاسخ به درخواست یکی از دوستان دوران دانشگاه گفتم. فقط یادمه اسمش حمید بود و بچه آورزمان (از توابع ملایر)، باز هم قاطعانه ! میگم یاد اون روزا به خیر:

 ای برادر ای تکاور ای سماور! ای رفیق

من تو را مخلص شوم روزی سراسر ای رفیق

گر تو بر سیمین تنی داری نظر من را چه کار

کار خود انجام ده تا فصل آخر ای رفیق

آنکه از عشقش مرا آتش به جان افتاد چند

با رقیبانم بشد دمساز و یاور ای رفیق

در میان دلبران مهری دگر باقی نماند

گوئیا بودند از اقوام بربر ای رفیق

عاشقان مستند و ما منگیم! از مینای عشق

حجله ایشان ظریف و بخت ما نر! ای رفیق

جور دانشگاه و درس و دلبر زیبا صنم

کرده دوران شبابم خورد و پرپر ای رفیق

من دگر حرفی ندارم بهر تو ای گل پسر

ور نه شعرم می شود آواز عرعر! ای رفیق

سیدشهریار میبدی
گاهی وقت ها دلم برای خودم تنگ می شود.من نشانی های خود را می دهم- یک نفر شاید مرا پیدا کند!!!
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


خطاطي نستعليق آنلاين
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت