بیداد کرمانشاهی
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: سیدشهریار میبدی - یکشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٩

حکایت اول: شیخ شیپور که از ظرفای تهران بود و به شوخی مشهور و معروف، چون فوت می کند کسی وی را در خواب می بیند. سئوال می کند که آن طرف چه خبر است؟ شیخ می گوید: این قدر بگویم که هر چه شوخی کردیم جدی نوشتند!

حکایت دوم: بیداد کرمانشاهی که از ضعفای..... بود! و به زعم خودش به شوخی و طنزبلاگی! مشهور و معروف، چون کپه مرگش را می گذارد! و همه از شرش راحت می شوند، آدم بدشانسی وی را در خواب می بیند. سئوال می کند بیداد آن طرف چه خبر است؟ بیداد می گوید: این قدر بگویم که هر چه جدی هم نوشتیم شوخی گرفتند!!!

سیدشهریار میبدی
گاهی وقت ها دلم برای خودم تنگ می شود.من نشانی های خود را می دهم- یک نفر شاید مرا پیدا کند!!!
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


خطاطي نستعليق آنلاين
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت