بیداد کرمانشاهی
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: سیدشهریار میبدی - دوشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٩

سلام بر شما

این روزا بعضی ها پاشونو از گلیمشون بد جوری درازتر کردن. از جمله یکی از شیخکان! یکی از همسایه های محترم. کاری به دولت ندارم که بنا به مصلحت مجبوره یه وقتایی سکوت کنه. حالا درسته یا غلط نمی دونم. این یه جواب از طرف ملت ایرانه از زبان این حقیر:

آن بشنیدید شیخ گفت شبی مهملی

کز عجبش ریسه رفت هرچه نی نی دُخملی!

گفت که تمبان ما ملک پدرجدّ اوست

خاک ابوموسیان داخل سرحد اوست

در عجبم صد عجب زین سخنان گزاف

کو نشود یافت هم در قلل کوه قاف

عبرت اینان نشد خواری صدامیان؟!

باز طلب می کنند ملکت تاج کیان

گنده تر از سنشان لاف سخن می زنند

نقش طمع بر دل مام وطن می زنند

گربه ملوسی نبود در نظر خاکیان

بلکه ازل تر ز آن در طبق ماکیان!

گربه چه با نرّه شیر زور نمایی کند

مورچه چون پنجه در پنجه ساعی کند (همان هادی ساعی خودمان!)

صحبتکی گویمت ایّتها الشّیخَخَک

شیر جهان دیده را می نتوانی کلک

من هُوَ او یأکُلون خربزةٌ با عسل

لرزَزَةٌ هیکَلُه رقص کند با جمل

 

سیدشهریار میبدی
گاهی وقت ها دلم برای خودم تنگ می شود.من نشانی های خود را می دهم- یک نفر شاید مرا پیدا کند!!!
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


خطاطي نستعليق آنلاين
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت