بیداد کرمانشاهی
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: سیدشهریار میبدی - یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠

اشعاری از بابا بیداد کرمانشاهی برره ای!!!:

دلُم از دست دنیا پر ز خینَه

که دایم مثل گرگی در کمینَه

شدم هَشتَبلَکو! از جور غمها

خوشی ها او وَرِ دیوار چینَه

 -----------------------------

مرا خارخاسَکی دیگر نمانده

گرانی خنجری بر دل نشانده

نوچوفسکویی! دگر در سفره ام نیست

به ارزونی دلُم اَلحَمد خوانده

 ----------------------------

ز دست مال و ثروت هر دو فریاد

نبودش زندگی ها داده بر باد

نشینُم داخل یک دونه پَهباد!

زنُم شیرجه! به دریاهای آزاد

 ---------------------------

نمی دونم چرا اینجور گشتم

کر و لال و علیل و کور گشتم

نمانده قوتی بر جان و بر تن

اسیر پیری ناپور! گشتم

----------------------------------

همه این چرندیاتی که در بالا از خودم در کردم! روی هم رفته یه جو هم نمی ارزه!!!

حقیقت اینه که امثال بنده کی باشیم که بخوایم پا توی کفش بزرگانی مثل باباطاهر بکنیم. اشعار بالا مثل اجناس چینی! بی کیفیت و به در نخوره. حالا توجه شما رو جلب می کنم به یه دوبیتی اصل اصل جنس!!!:

خوشا آنان‌که هِـــر از بــر ندونند!

نه حرفی وا نویسند، نه بخونند
چو مــجنون رونــهند اندر بیابون

در این کــوهها روون آهو چرونند

سیدشهریار میبدی
گاهی وقت ها دلم برای خودم تنگ می شود.من نشانی های خود را می دهم- یک نفر شاید مرا پیدا کند!!!
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


خطاطي نستعليق آنلاين
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت