بیداد کرمانشاهی
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: سیدشهریار میبدی - یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠

سلام...

از روزی که دستم به نوشتن باز شد و گاهی به نثر و گاهی به نظم هر چند ناچیز ولی در حد توانم مطالبی در دفتر خاطرات و یا وبلاگ نوشتم خیلی سعی کردم بتونم شعری در وصف و یا مدح بزرگان دینی بسرایم و یا نثری بنویسم. ولی نمی دونم چرا همیشه قلمم از نوشتن توی این حیطه کاملا عاجز بوده.این مسئله شاید دلایل مختلفی داشته باشه ولی خودم تصور می کنم که همیشه از این که نتونم اصل مطلب رو درباره این بزرگان ادا کنم از نوشتن درباره اونا و مدحشون وحشت دارم! به هر حال بزرگان ادبی ما کم نیستن که توی این مقوله وارد شدن و اشعار بسیار زیبا و تاثیرگذاری در این باره سرودن. غزل زیبای زیر از حضرت لسان الغیب حافظ شیرازی گریزهایی زیبا و دلنشین می زنه به واقعه عاشورا که من شخصا به این گونه اشعار علاقه زیادی دارم. امید که مقبول نظر دوستان بزرگوار بیافته و ما رو از دعای خیر توی این ایام فراموش نکنند.

زان یار دلنوازم، شکری است با شکایت

گر نکته دان عشقی، خوش بشنو این حکایت

بی‌مزد بود و منت، هر خدمتی که کردم

یا رب مباد کس را مخدوم بی‌عنایت

رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس

گویی ولی‌شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش، ای دل مپیچ کان‌جا

سرها بریده بینی، بی‌جرم و بی‌جنایت

هرچند بردی آبم، روی از درت نتابم

جور از حبیب خوش‌تر، کز مدعی رعایت

چشمت به غمزه ما را، خون خورد و می‌پسندی

جانا روا نباشد، خون ریز را حمایت

در این شب سیاهم، گم گشت راه مقصود

از گوشه‌ای برون آی! ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نیفزود

زنهار از این بیابان، وین راه بی‌نهایت...

عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ

قرآن ز بر بخوانی، با چارده روایت

 

سیدشهریار میبدی
گاهی وقت ها دلم برای خودم تنگ می شود.من نشانی های خود را می دهم- یک نفر شاید مرا پیدا کند!!!
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


خطاطي نستعليق آنلاين
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت