بیداد کرمانشاهی
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
 
نویسنده: سیدشهریار میبدی - یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٠

سلام بر شما

   توی برگ های تقویم که نگاه می کنیم امروز روز شعر و ادب فارسی است و روز بزرگداشت شاعر گرانقدر مرحوم استاد محمدحسین شهریار.حقیقتش دوست داشتم امروز بعد از مدتها سکوت خبری! یه دستی بکشم به سر و روی وبلاگ مبارک (که تازگیها از سر بی مهری روزگار دچار تار عنکبوت شده!!!) و یه آپی مرقوم بفرمایم! اما همین که چشمم به تقویم افتاد و نام استاد شهریار عزیز، با خودم گفتم: چه جسارتا !!! ای بیداد نادان! چطور به خودت جرات می دهی در روزی که مزین است به نام شاعر بلند آوازه معاصر ایران ، از خودت افاضات تراوش کنی!؟ به همین دلیل سخن کوتاه می کنم و بسنده می کنم به قطعه ای زیبا از استاد. باشد که مقبول طبع خوانندگان گرانقدر واقع شود.

 دلی شکسته و چنگی گسسته گیســـــویم
ولی به زخمــــــــــه غیبی هنوز می مویم
خمیـــــــــده تاکم و آشفتـــــه بیــد مجنونی
که سرنـــگون و سرافکنـــده بر لب جویم
نهفته قنــــــد و سخن پشت آبگینـه و من
به شوق طوطــی تصویر خود سخنـــــگویم
به سِحر غمـــزه جانان به جان زنندم تیر
که بسته اند به زنجیــــر سِــحر و جادویم
نه منحصر به سرود و ترانه ام دستــــان
که داستــــان به فسون و فسانـه می گویم
گیاهدانـــــه عشقم فشـــــرده در دل خـاک
چنانکه دم به دمم می دمنــــــــــد می رویم
گیـــاه زرد خزانم در آب و گل لیـــــــــکن
به جان و دل گل مینــــای باغ مینـــــویم
سر دوراهه رسیدیم و سرنوشت این بود
برو  پـــدر تو از آن سو و من ازین سویم
برس به دادم و این بند زانوان بگشـــای
به روز وعــده که جان می رسد به زانویم
چگونـه برجـهم از چنــبر کمانــه چــــرخ
که نـُه فلک همه چوگان و من یکی گویم
میان دلبـــر و من غیر من حجابی نیست
گر این حجاب فکنـــــــــــــدیم من همه اویم
به چنگ رودکــی و توســــن سمرقنـــدی
چه بیــــــــم دشت بخــــــارا و رود آمــــــویم
به بوی یـــــاسمن و زلف سنبــلم مفریب
غلام سنبــــــل آن زلـــــــــــــف یاسمن بــویــم
به شهر خویش اگر شهریار شیرینــــکار
به شهــــر خواجه همان ســــــــائل سرکویم

سیدشهریار میبدی
گاهی وقت ها دلم برای خودم تنگ می شود.من نشانی های خود را می دهم- یک نفر شاید مرا پیدا کند!!!
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


خطاطي نستعليق آنلاين
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت