بیداد کرمانشاهی
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: سیدشهریار میبدی - سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٩

سلام و درود بر دوستان گرانقدر

حتما همه شما حکایت انتقال موقت منشور کوروش رو به ایران شنیدید. از اصل قضیه که به نظر من کاری بسیار ارزشمند بود بگذریم، این حکایت حواشی در نوع خود جالبی داشت. اولین حاشیه زمانی نمایان شد که رییس جمهور به گردن جناب کوروش چفیه انداخت! البته علت این کار ایشون رو من هم خیلی متوجه نشدم ولی از اون عجیب تر مخالفت بعضی ها با این مسئله بود. دومین حاشیه مربوط به حضور سفیر انگلیس در این مراسم بود. بعضی ها از حضور ایشون انتقاد کرده بودن. من هیچ شکی ندارم که دولت انگلیس در طول تاریخ بیشترین صدمات رو به کشورمون زده ولی حد اقل آقایونی که به این مسئله اعتراض کردن باید متوجه باشن که مطمئناً سفارت انگلیس در تهران در جریان انتقال منشور فعالیت تاثیرگذاری داشته و به طور منطقی حضور سفیر در این مراسم مسئله عجیبی نیست. و اما مسئله دیگه بعد از مصاحبه رییس جمهور با شبکه خبر و تمجید بی سابقه ایشون به عنوان یک مقام عالیرتبه بعد از انقلاب از کوروش بود! چیزی که انصافا فارغ از این که به چه دلیل انجام شد من از شنیدنش هم تعجب کردم و هم لذت بردم. فردای اون روز موج انتقادها شروع شد. آقای بزرگواری در اعتراض به این مسئله گفت کوروش بعد از فتح بابل اجازه داد بت پرستها به دین خودشون بمونن و این یعنی دموکراسی به سبک غربی!!! جل الخالق! ما بالاخره متوجه شدیم که جناب کوروش یه آدم لیبرال غرب زده و احیاناً شاید جاسوس سرویس های اطلاعاتی غربی ها بوده!!! واما یه دوست عزیز دیگه فرمودند که شکی نیست کوروش یهودی بوده و تعریف از ایشون یعنی آب به آسیاب صهیونیست ها ریختن!!! حالا گیریم که کوروش یهودی بوده، آخه برادر من پس انتظار داشتی که ایشون در 2500 سال پیش یعنی 1100 سال قبل از بعثت پیامبر(ص) دینشون اسلام بوده باشه؟!!! احتمالا اگه این جوری فرض کنیم باید نعوذ بالله حضرت موسی(ع) رو هم به جرم یهودی بودن صهیونیست بدونیم!!! .... یه بزرگوار دیگه هم نه گذاشت نه برداشت گفت آقا اصلا آقای رییس جمهور کوروش زمانه است!!!!!! یکی دیگه هم در جوابش گفت تو خودت نوکر انگلیسیها هستی و نشونه اش هم همین انتقال منشور به ایران در اثر خوش خدمتی های جنابعالی به انگلیسه!!!و.....و......و.......این حکایت همچنان ادامه داره!............و اما در آخر می خوام به این نکته برسم که واقعا ما تا کی می خوایم گرفتار این افراط و تفریط های نابجا و غلط باشیم. چرا سعی نمی کنیم برای هر چیزی به اندازه خودش ، نه کمتر و نه بیشتر اهمیت قائل بشیم. چرا برای اثبات حقانیت خودمون به تخریب طرف مقابل می پردازیم. فقط اگه کمی انصاف رو چاشنی رفتار و گفتارمون کنیم دنیامون و زندگیمون خیلی بهتر و زیباتر از اینی میشه که الان هست! فقط کمی انصاف....

 پانوشت: امروز یه چوب دیگه از زندگی خوردم! البته شما ناراحت نشید چون که تازگیها کتک خورم حسابی ملس شده!!!

سیدشهریار میبدی
گاهی وقت ها دلم برای خودم تنگ می شود.من نشانی های خود را می دهم- یک نفر شاید مرا پیدا کند!!!
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


خطاطي نستعليق آنلاين
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت